یک تیر و دو نشان( تهیه غذای خانواده و نینی باهم)
همیشه برام درست کردن غذای گوشت دار برای پسرم خیلی سخت بود(تنبلم دیگه). چون سه تا تکه گوشت رو نمیشد تو زود پز ریخت و تو قابلمه کوچولوش هم تند تند آبش تموم میشه و تا به خودت بیای میبینی ای داد بیداد... ته گرفت!
امروز من به تجربه جدیدی رسیدم:
برای خودمون میخواستم قیمه بپزم. 
پیاز رو تفت دادم و یکم خودشو گرفت (ولی مثل همیشه که دوست دارم لبه هاش سرخ رنگ شه نه.) بعد گوشت رو ریختم و کمی تفتیدم و سپس لپه های خیس خورده از قبل رو اضافه کردم. در زودپز رو بستم تا بپزند.( دقت کردید بدون زدن ادویه)
بعدکه گوشت پخت، دو سه عددی گوشت و مقداری آب خورش رو جدا کرده و در قابلمه نی نی می ریزیم .
ادامه...
برای نینی: به آب و گوشت، خیلی کم نمک و یک قاشق چای خوری سر خالی پودر جوانه گندم اضافه کردم. 
(میشد سیب زمینی هم ریخت) و گذاشتم کمی بیشتر بپزد.
برای خودمون: لیموها رو ریختم، رب رو توی یک ماهی تابه کوچک با ادویه و کمی آرد تفت دادم و به غذا اضافه کردم و گذاشتم جوش بزنه تا جابیفته.
برنج هم که معمولا به خاطر نی نی کمی دیر آبکش میکنم نرم تر شه.
تجربه ی خوبی بود. امیر علی هم با ولع تموم وعده ای که براش در نظر داشتم رو نوش جون کرد و خوشش اومد.


یک تیر و دو نشان( تهیه غذای خانواده و نینی باهم) 



